عبد الله احمديه

254

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

بهبود او را با اطمينان مرخص كردم : 1 - ريشه خطمى 5 ، گل خطمى 2 ، بنفشه 2 ، تمر هندى 6 ، بيدخشت 14 ، پوست بيد 3 ل و گل پنيرك 2 ل . 2 - عصاره تخم كتان 5 ، تخم خيار 3 ، تخم خرفه 2 و تخم گشنيز 2 ل . * * * بيمار بيست و دوم * دوشيزه پرى گ . 15 ساله از بستگان نزديك اينجانب مبتلاء به ورم كليه گشته و با بروز نفخ و خيز رفته‌رفته بيمارى او شدت مىيافت زيرا به هيچ وجه پرهيز نمىكرد . خود را سرما مىداد و پابرهنه در حياط منزل روى برف مىدويد . به علاوه دوا هم نمىخورد . يعنى به كلى بر خلاف دستور رفتار مىنمود . چون وضع را چنين ديدم خود را از معالجه و دادن دستور به او دور ساختم و والدين او نيز به ناچار آقاى دكتر لقمان الدوله را به عيادتش بردند . معظم إله پس از معاينه كامل تجزيه ادرار دادند . جواب آزمايشگاه رازى در تاريخ 20 / 12 / 25 بدين شرح بود : اوره 5 / 9 ، نمك 80 سانتىگرم و آلبومين 5 گرم . آقاى دكتر تجويز كلسيم و ديورتيك كردند مفيد واقع نشد بلكه وضع بدتر شد . پس از يك هفته دوباره عيادتى از اين دختر بيمار كردم . دستور مدرات گياهى دادم ، باز مفيد واقع نگرديد . در اين زمان تمام بدن او مانند خيك پر از آب شده و چشم‌ها تقريبا هم آمده و پاها هريك به قدر يك جوال شده بودند بقسمى كه ديگر مىبايستى پاهاى او را تكان دهند تا تغييرى در وضعيت آن پيدا شود . يعنى هر قدر كه پوست بدنش كش مىآمد آب در زير آن جمع مىشد . بالاخره تصميم به معالجه‌اش گرفتم . در اين موقع بيمار دچار تب 40 درجه با رعاف شده بود . توأم شدن مرض حصبه با ورم كليه حاد وضعش را بدتر كرده بود . بناچار خوراك را از او بريدم و سپردم مقدارى تخم خيار به قدر هشت و گاهى تا يك سير را با كمى ( حدود 2 تا 3 مثقال ) تخم كدوى شيرين در عرق بيد يا كاسنى شيره‌كشيده به او بنوشانند . روزى يكى دو استكان آب كاهو هم داده شود . در نتيجه پيروى از اين دستور بيمار دچار اسهال گرديد . ضمنا روزى پنج تا شش ليتر ادرار مىكرد . اين وضع